حالا روزهای ماتم را که از تقویم برداری
دیگر تعریفی برای سال وجود نخواهد داشت
همه واژه ها دارند از ترس بی حرمتی دق میکنند
آن وقت این جماعت بی خیال
حتی از تلفظ معصومیت ستاره عاجزند
چه برسد به درک نجوای مبهم آینه
دیگر چه برایت بنویسم؟
غصه داری کبوتر که چیز تازه ای نیست
دریا هم کم کم دارد به تطهیر روزانه خون عادت میکند
من هم که...
ـــ :بگذریم
نگران نباش
فقط اگر خواستی بیایی
پنهانی
کمی دعای بوسه با خود بیاور
وکنار تنهایی من بگذار
تا این دقایق کوتاه نیز
به تکرار قرائت گریه تلف نشود.
مگر نمیدانی حکمم چیست؟
اعــــــدام
قاتل علی جای مهر رو پیشونیش داشت
قاتل علی ...
دیگه از قاتل های امام حسین برات نمی گم ، از ۱۸۰۰۰ نامه برات چیزی نمی نویسم ...
راستی نمی خوای برای امام زمان نامه بنویسی ، یه درد و دلی بکنی ...
خوبین؟
نمی خوام این وبلاگ ، وبلاگ شعر بشه ولی چون این شعر تولید داخلی بود ، اینم می گذارم .
قصه های خیالی
نشسته ام به عزای تصورات خیالی
خیال های بزرگی ، اراده های خیالی
چه شعر ها که سرودیم و قصه ها که نگفتیم
امان از این شب تاریک بعد قصه سرایی
زمان به سرعت عمرم گذشت و من اینجا
نشسته ام به کناری و قصه ها به کناری
اگر چه فاصله ای نیست تا تمام رویا ها
ولی چه سود که همت نباشدم جایی
مرا رها به همین حال نا روا بگذار
که فرجامی نخواهد داشت قصه ها ی خیالی