یک نارنجک ، یک نارنجک ضامن کشیده ، یه عالمه سر باز ، یه آدم و چند ثانیه بعد یک شهید .
این اتفاقی بود که چند روز بیش افتاد ، چند روز بیش یه فرمانده که در حال آموزش استفاده از نارنجک به سربازان بود ، به خاطر سهل انگاری یک سرباز یک نارنجک بدون ضامن با فاصله کمی از سربازان به زمین می افته ، و فرمانده برای نجات سربازان از مرگ خودشو روی نارنجک میندازه !!!
من نمی دونم ، نمی دونم چطوری می شه تصمیم به این بزرگی رو تو چند ثانیه گرفت نمی دونم این فرمانده زن و بچه نداشته یا تو اون چند ثانیه یاد زن و بچه اش نیافتاده ، شایدم بچه هاشو دوست نداشته که فکر نکرده یتیم می شن ، و یا شایدم زن شو که به همین راحتی می زاره بیوه بشه!
این فرمانده ، یا آرزو نداشته یا به همه ی آرزو هاش رسیده بوده !
نمی دونم تو این دنیا که دلبستگی از سرو کول ما بالا میرن ، این مرد خدا به کجا دلشو قفل و زنجیر کرده بوده!
خدایا حالا که بلد نیستیم کارای بزرگ بکنیم ، یه کاری کن سر از کار این جور آدما در بیاریم .
+
نوشته شده در سه شنبه 30 آبان1385ساعت 1:30 توسط سید حمید
|
اگه دو تا آدم داشته باشیم بعد بیام دست های این ها رو با هم عوض کنیم پیوند بزنیم ، پاهاشوونم همین طور قلب و کلیه هم به همین ترتیب . چشم دو تا شونم جا به جا کنیم ، اگه راه داشته و علم انقدر بیشرفت کرده بود اصلا یهو کله هاشونم جابه جا می کنیم
حالا سوال این جاست که طی این جابه جایی آدم ها هم عوض شدن؟ یعنی شخصیت آدم اولی رفت تو دومی و بالعکس یعنی روح این دو تا آدم جا به جا شد!
می دونین اگه بیام تمام اعضای دو تا آدم رو با هم عوض کنیم مثله اینه که آدم ها رو جا هاشون رو با هم عوض کنی (به یکی بگی بیا انور بشین و به اون یکی بگی اونور) تو این حالت شخصیت و روح آدم ها نیز جابه جا می شه ( این معلومه)
ولی وقتی همه ی اعضا جا به جا نمی شن چی
مثلا فکر کنید یک درصد زیادی از اعضا رو جا به جا می کنیم ، انوقت چه اتفاقی می افته؟!
نظرتون رو بگین
فعلا
+
نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت 19:57 توسط سید حمید
|
چند دو بیتی زیبا:
نیست بر لوح دلم به جز الف قامت دوست چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
************************************************************
کجا به دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
************************************************************
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت ..... که گناه دگران برتو نخواهند نوشت
************************************************************
روزی همین مردم که سنگم می زنند از رشک
نام مرا با اشک روی سنگ می خوانند
+
نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 20:49 توسط سید حمید
|
کامپیوترها خیلی آدم های خوبین ، خیلی انسانن و خیلی فهمیده ! اگه قرار باشه یه برنامه با 11 تا پارامتر جواب بده اگه 10 تا بهش بدی هیچ نظر خواستی نداره ! فقط 11 تا پارامتر ، یعنی باید از همه چی با خبر باشه تا یه اظهار نظر بکنه!
ولی امان از ما آدم ها ی کامپیوتر نشناس ، در مورد همه باید نظر بدیم ولی حقیقت اینه که از اون 11 پارامتر 4 تاشم سره جاش نیست !
وقتی یکی یه کاری می کنه که با مزاج ما جور در نمیاد ، ما فقط توانایی دیدن اون کارو داریم ، ما به هیچ وجه از پشت صحنه ی اون کار خبر نداریم ، هزار و یک شرایط مادی و معنوی می تونه پشت هر کار خوب و بدی باشه.
واین تنها خداست که از تمام این شرایط آگاهی داره و این تنها خداست که حق قضاوت داره.
+
نوشته شده در چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 20:2 توسط سید حمید
|