دیدی اینایی رو که همه اش مسکن می خورن ، قرص زیر زبونی ، چه می دونم انواع قرص های اعصاب یا شده یه جای بدنت درد بگیره مجبور بشی مسکن مصرف کنی ، از اسمش معلومه دیگه مسکنه درد خوب نمی کنه درمانت نمیکنه تنها کاری که می کنه اینه که نمی فهمی درد داری به عبارتی از دردت غافلت می کنه حتی اگه سراغ این نری که بیماری تو خوب کنی می تونه باعثه این بشه که دردت بیشتر بشه
ولی همه ی مسکنه قرص و آمپول نیستن ، یعنی اصلا دیدنی نیستن که بخوان قرص و آمپول باشن . آره اون مسکن هایی که ما هر روز مصرف کنیم و شاید خودمون هم بی خبریم اصلا قرص و این چیزا نیست
راجع به همون مسکن هایی صحبت می کنم که از دست بخشنده ی دنیا می گیریم
غم دلمونو گرفته به جای اینکه بریم ببینم چه مونه چه کار کردیم که امروز غمگینیم مریریم یه موزیک گوش می کنیم حالمونم میاد سرجاشا ولی موقتیه مثله مسکنا که موقتیه وقتی زمانش تموم شد دوباره باید بری سراغش ، ولی این مسکن ها دردمونو دوا نمی کنه فقط غافلمون می کنه
مسکنای دنیا فقط موزیک نیست نمونه بارزش موزیکه ، دنیا انقدر مسکن داره که وقتی یکیشو خوردی یکی دیگه بهت بده و با خوردن هر کدوم از خودت غافل می شی :(
لات هم لاتهای قدیم که وقتی نان ونمک همدیگر را می خوردند حد اقل حرمت آن را در هر شرایطی حفظ می کردند.
آدم وقتی به مناسبات عصر جدید و آدمها خوب نگاه می کند می بیند تنها چیزی که نمانده حرمت است!
به قول مرحوم میرزا اسماعیل دولابی حضرت جبرائیل ده بار از زمین ده نعمت را برد که آخرین آنها حیا بود..
همینطوری یاد یه شعر افتادم که پشت کامیون خونده بودم
دوستی با هر که کردم خصم مادر زاد شد
آشیان هرجا گزیدم خانه صیاد شد
آن رفیقی را که با خون جگر پروردمش
حکم قتلم که رسید بی معرفت جلاد شد
***
خدایا عاقب همه ما را ختم به خیر بفرما
بر گرفته از وبلاگ دهنمکی